۱۱ خرداد ۱۳۹۸
خرداد ۱۱, ۱۳۹۸

نکاتی مهم درباره قهر و آشتی اصولی در زندگی مشترک

خرداد ۱۱, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

نکاتی مهم درباره قهر و آشتی اصولی در زندگی مشترک

قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: «ترس از این که دیگران نمی توانند دوست مان داشته باشند!».

در زندگی مشترک، زن و مرد گاهی در موقعیت هایی قرار می گیرند که شرایط مطابق میل شان نیست و هر حرفی را به مثابه توهین برداشت می کنند و همین موضوع باعث قهر و دعواهایی بین آن ها می شود. دعوا و قهرهایی که اگر به درستی مدیریت نشود، توانایی تبدیل شدن به یک بحران را دارد. نمونه آن، همین ماجرایی است که چند روز پیش در تهران اتفاق افتاد و به بهانه آن می خواهیم بیشتر درباره یک قهر و آشتی اصولی با شما مخاطبان گرامی صحبت کنیم.

ماجرا چه بود؟

چند روز پیش بود که به کارآگاهان پلیس آگاهی تهران خبر رسید که مردی سوار بر موتورسیکلت، تقریبا ۱۵ زن و دختر را با ضربه درفش از پشت سر هدف قرار داده و گریخته است. بعد از دستگیری، متهم در اولین بازجویی ها به جرمش اعتراف و در شرح ماجرا بیان کرد: «شغل من تأسیساتی است. چهار سال قبل ازدواج کردم و صاحب پسری سه ساله هستم. مدتی بعد از ازدواج با همسرم اختلاف پیدا کردم. در این مدت بارها با هم مشاجره داشتیم تا این که او خانه را به حالت قهر ترک کرد. بعد از آن بود که کینه زنان را به دل گرفتم و از آن ها متنفر شدم و تصمیم گرفتم ا از زنان انتقام بگیرم. شیء نوک تیزی که در خانه داشتم برداشتم و سوار موتور شدم و شروع به پرسه زنی در خیابان ها کردم. در محل های خلوت زنانی را که در حال عبور بودند دنبال می کردم و به آن ها ضربه می زدم و از محل دور می شدم.»

متاسفانه بیشتر ما روش قهر کردن را بلد نیستیم و به همین دلیل نه فقط نمی توانیم ناراحتی قطع رابطه را به حداقل برسانیم بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهای مان را نقد کنیم چراکه حق را به خودمان می دهیم و در اصطلاح «حق به جانب» رفتار می کنیم. در نابلدی زوج ها درخصوص رفتار قهر کردن همین بس که بسیاری از زنان و مردان وقتی عصبانی یا خشمگین می شوند، با صدای بلند فریاد می کشند، ناسزا می گویند و حرف های نامناسب می زنند، دیگری را قضاوت و تحقیر می کنند و بی لیاقت جلوه می دهند. در نهایت نیز طرف مقابل را ترک می کنند و او را با حجمی از احساس بی لیاقتی تنها می گذارند. طبیعی است که ماندن با چنین احساساتی بدون حل درست آن ها زوجین را تا حد تنفر از تمام زن ها و مردهای اطراف شان می کشاند. اتفاقی که برای مردی که ماجرایش را در ابتدای مطلب خواندید هم افتاده بود.

داستان من خوبم و تو خوب نیستی!

عده ای از افراد بعد از هر ناراحتی و عصبانیت، طرف مقابل را قضاوت و قهر می کنند و بعضا خانه را ترک می کنند تا ثابت کنند من همان آدمِ خوب داستان هستم چون کاری نمی کنم و گناهی مرتکب نمی شوم اما کسی که این وسط ظالم است و با اشتباهاتش رابطه را به سردی و جدایی می کشاند، تو هستی! همان داستان همیشگی من خوب هستم و تو خوب نیستی که در زندگی مشترک، دلسردی عجیبی را به بار می آورد به خصوص اگر طرف مقابل مان مرد یا زنی باشد که در پاسخ به اهانت و تحقیر و توهین دیگری، سکوت اختیار کند و در اندیشه حفظ حرمت ها باشد. این ها افرادی هستند که تصور می کنند بهترین راهکار برای تسلط روی افراد، این است که آن ها را با قهر کردن تحت کنترل درآورند تا با فشاری که به شریک زندگی شان وارد می کنند او را مجبور کنند که به خواسته ها و انتظارات شان جامه عمل بپوشاند. شیوه برخوردی که خودخواهانه به نظر می رسد چراکه به این ترتیب فرصت حرف زدن را از طرف مقابل سلب می کنند.