17 آوریل 2021
آوریل 17, 2021

دستیابی به آرامش جاودانه

آوریل 17, 2021 ۰ Comment

دستیابی به آرامش جاودانه

چیزی که انسان را از حیوان جدا می‏کند و تفاوت رویکرد تربیتی انسان را با رویکرد پرورشیِ حیوانی به او آشکار می‏سازد، توجه انتظار ما از تربیت است. واقعا از تربیت چه انتظاری داریم؟

پروانه


آیا گمان می‏کنیم تربیت معطوف به شکل‏دهی رفتار است؟ آیا می‏توان با شکل‏دهی رفتار بر اساس اهرمهای تشویقی و تنبیهی به شکل‏دهی شخصیت نایل شد؟ آیا با فضای روش‏گرایی افراطی و تمرکز بر عمل می‏توان به خاستگاهی مطمئن در تربیت دست یافت؟

بدیهی است رفتاری که از منبع شخصیتی انسان صادر می‏شود، از سطح انگیزشی بالایی برخوردار است و سطح کنشی آن، یعنی پوسته که همان عمل و رفتار ظاهری است، به عنوان آخرین حلقه انگیزشی، معلول و بازتاب ویژگیهای باطنی است.

تفاوت نظام تربیتی اصل‏گرا با روش‏گرا
نظامی که بر اساس اصول و معیارهای مشخص در صدد ارائه فرایند تربیت است بیش از آنکه سطح کنشی فرد را مورد توجه قرار دهد به سطح انگیزشی او توجه می‏کند و بر جوهره و هسته تربیت متمرکز می‏شود. تربیت روش‏گرا چاره‏ای جز تأکید بر سطح کنشی و غفلت از انگیزش و تمرکز بر پوسته و بی‏توجهی به هسته تربیت ندارد.

شیوه ما در ارائه اصولی چند در تربیت از منظر امام علی علیه السلام برگرفته از رویکرد اصل‏گرا به تربیت و توجه به غایات تربیتی است .

دین ناظر به کلیه جوانب زندگی انسان است و با نگرشی فراتر از رفع نیازهای موضعی و مادی، جهت‏دهنده بسیاری از خواستهای انسان در روند زندگی از حیث گزینش و نحوه عمل و مسیر آن می‏باشد. ویژگیهای حاکم بر اصول تربیت

۱٫ ویژگی تعارض‏مداری
در فضای دینی هر اقدامی متضمّن یک پاسخ مثبت فعال و یک پاسخ منفی فعال است. انجام هر عملی ما را ملزم به خودداری از بسیاری اعمال دیگر می‏کند. هرگز نمی‏توان بین خدا و شیطان، حق و باطل و صدق و کذب آشتی برقرار کرد. ویژگی تعارض‏مداری در تربیت دینی متکفّل پرورش روحیه‏ای است که در مقام نظر همواره در صدد شفاف‏سازی جریان حق و انفکاک آن از بیراهه‏های باطل است و در مقام عمل و رفتار نیز ضمن فاصله‏گیری و انزجار عملی از باطل در صدد تقرّب به جریان حق و قرار گرفتن در قلمرو آن است.
ساختن

۲٫ ویژگی خدامحوری
یکی از عامترین ویژگیهای حاکم بر اصول تربیت مشخصه خدامحوری است. این ویژگی جوهره اساسی رفتار و منش فرد دیندار را تشکیل می‏دهد و به عنوان مهمترین عامل در ایجاد تمایز تربیت دینی از دیگر حوزه‏های تربیتی مطرح می‏گردد. به‏طور مشخّص، مفهوم خدامحوری عبارت است از «جهت‏گیری کلیه اعمال و رفتارهای انسان به سوی ملاکها و معیارهای الهی». انعکاس این امر در فضای تربیت بیانگر ویژگی خدامحوری است.

۳٫ ویژگی زندگی‏مداری
دین ناظر به کلیه جوانب زندگی انسان است و با نگرشی فراتر از رفع نیازهای موضعی و مادی، جهت‏دهنده بسیاری از خواستهای انسان در روند زندگی از حیث گزینش و نحوه عمل و مسیر آن می‏باشد. تربیت بر اساس چنین نگرشی مستلزم عدم انفکاک از متن زندگی است. بنابراین باید در جریان تربیت از اصول و معیارهایی استفاده شود که قابلیت انطباق بر مسیر عادی زندگی را داشته باشند و از قلمرو آن خارج نشوند. اصول تربیت نشو و نما و انعکاس خود را از رهگذر زوایای مختلف زندگی عملی می‏سازد.

اصول تربیت
با توجه به مواردی که گذشت با مراجعه به بیانات امام علی علیه السلام در نهج‏البلاغه می‏توان به اصولی دست یافت که در خصوص تربیت بویژه تربیت دینی از جایگاه خاصی برخوردار است.
از منظر امام علیه السلام آرزو پدیده‏ای است که بستر شکل‏گیری آن نوعی جهالت به واقعیتهای وجودی و غفلت از محدودیتهای حاکم بر انسان است.

۱٫ اصل آخرت‏گرایی ـ دنیاگریزی
از جمله مفاهیمی که در فرهنگ تربیت اسلامی مورد تأکید قرار می‏گیرد ایجاد نوعی تقابل میان دنیا و آخرت و تقدم آخرت بر دنیا و فدا کردن رفاه فانی به قیمت دستیابی به آرامش جاودانه است.[۱] آیا فدا کردن دنیا برای نیل به آخرت یعنی دست برداشتن از نعمتهای دنیوی و کنار گذاشتن مطلق دنیا یا به کارگیری دنیا در طریق آخرت؟

کلام امام علیه السلام بیانگر این نکته است که دنیا دو نوع است: دنیای حلال و دنیای حرام. آنچه همواره رهزن آخرت است دنیای حرام است و سوق دهنده به سوی آخرت دنیای حلال می‏باشد.

بنابراین، دنیای حلال به معنای نعمتها و لذتهای مشروع، بستری برای دینداری و آخرت‏گرایی است و دنیای حرام انحراف از دین و قربانی کردن سعادت اخروی به قیمت لذتهای حرام می‏باشد. آنچه اهمیت دارد استخدام دنیا برای آخرت و نیل به عاقبت و سرانجام نیکو از طریق معامله صحیح با دنیا[۲] و نه ترک مطلق آن است.

۲٫ اصل عمل‏گرایی ـ آرزو گریزی
علم و عمل در یک ارتباط متقابل سبب تعالی و گسترش حوزه خود خواهند شد و از این جهت، رابطه میان آن دو، رابطه همیاری و همکاری متقابل است. از طرف دیگر، با مراجعه به قرآن و روایات درمی‏یابیم یک نوع تعارض آشکار میان عمل و آرزو به عنوان دو قطب در برابر یکدیگر وجود دارد.

این تعارض حکایت از تقابل واقعیت و توهم و نیز صدق و کذب می‏کند، به این معنی که اگر فردی دارای رویکردی عملگرا باشد هرگز خود را با وعده‏های پوچ و آرزوهای طولانی و خیالی سرگرم نمی‏کند.[۳] از منظر امام علیه السلام آرزو پدیده‏ای است که بستر شکل‏گیری آن نوعی جهالت به واقعیتهای وجودی و غفلت از محدودیتهای حاکم بر انسان است.

از این‏رو، آرزو آفت اندیشه[۴] و سبب غفلت از واقعیتهایی است که انسان با آن مواجه است. آرزوگرایی یعنی عدم توجه به محدودیتهای وجودی[۵] و نیز غفلت از واقعیت دنیا و دل بستن به آن و فراموشی آخرت.[۶ ]عملگرایی یعنی توجه و هوشیاری نسبت به وضعیت انسان، محدودیتهای او و ارتباط وی با دنیا و آخرت.